ای نسلِ تازه ی این سرزمینِ من





تلخ است اگر صبر، چشی آن شکرش را
ای نسـلِ تازه ی این سـرزمینِ من
وی نور دیده...، جوان، گـوهـرِ وطن
ما نســـلِ اول و پایان رسـیده عمـر
اکنـون شما و ماممِ وطـن ، مـرگِ اهـرمن
دشمن به ذلت است و هم اینک تويى به عـرش
گاهِ شکـوهِ دین و فـرو پاشی فِتَن
ای دل به کار و کوشش خود کشورت بساز
بگذر ز خواب و راحت و فربه نساز تن
کشور به اوجِ قـدرت و ایمان ما قوی
آری گذشت دوره ی رنج و غم و مِحَن
گنـــدم بکار و باز به صنعت بگیـــــر پای
لَهـــــوی رهـا كن و به هوس پشت پا بزن
نی سرسری که از دل و جان می کنم دعا
جـــانـم فــــدای قلب جــوانانِ این وطــن
سحرگاهِ 4 آذر ماه 1392طارق خراسانی
+ نوشته شده در دوشنبه ۴ آذر ۱۳۹۲ ساعت 4:8 توسط ...
|
آسایش دو گیتی تفسیر این دو حرف است