قابل توجه متولیان فرهنگی  کشور که متاسفانه
به خوابی عمیق فرو رفته اند
!!

شاعران بزرگ این سرزمین را رصد کنید نه میز و مقام ها را.

این غزلِ خانم "غزل آرامش" ناب ترین غزلِ روزگار ماست ، تا به حال هیچ شاعری چه در قدیم و چه در عصر جدید نتوانسته است چنین غزلی را با معیار های معرفتی بسیار قوی قلم بزند ، در این غزل انقلاب خونبار اسلامی ایران را "جان" شاعر می ستاید و پیکر جرمی از آن سخت بی خبر است، من برای این غزل اگر خواسته باشم قیمت بگذارم  می گویم به اندازه ی خون شهدای انقلاب اسلامی از صدر اسلام تا به امروز، هر کس این غزل را به درستی تفسیر کند یک سکه طلا جایزه خواهد گرفت و من تقریبن 90 درصد راز این غزل را گفته ام لذا مفسرین براحتی می توانند در این میدان فرهنگی تاخت و تاز کنند.

تقدیم جایزه به حرمت خون شهدا حتمی ست و حقیر به بهترین تفسیر ، جایزه را تقدیم خواهم داشت.


سایه هایی که در آیینه ی تقدیر منند

در پس پرده در اندیشه ی تسخیر منند

گرچه در ورطه ی انکار غزل می سوزند...

باز، ناخواسته مسحور تعابیر منند

تیغه هایی که مرا از همه سو می شکنند

بی خبر از همه جا عامل تکثیر منند

خواب آرامش طوفان زده را می بینند

مات، در وهم توانایی تفسیر منند!

دین من دین خداییست به زیبایی صبح

شب پرستند اگر در پی تکفیر منند

من چرا باید از این قوم برنجم وقتی

همه خاکستر یک آذر تکبیر منند؟

رود، خورشید، زمین،آینه،باران، گل سرخ...

فارغ از رنگ و قلم راوی تصویر منند

با سبکبال ترین ذهن جهان همراهم...

گر چه صد کوه پر از حادثه درگیر منند!

شعر از : غزل آرامش