سخنی با آقای بیداد شاعری که سرود :

از من مخواه شعر تر، ای بیخبر ز درد

شعری که خون از آن نچکد ننگ دفتر است

خب چگونه باید شعر گفته شود که خون از آن بچکد؟

شعری واقعی یا بر مبنای نادانی و حرف های دشمن؟

جبهه ی شما معلوم است جبهه ای که مقابل ولی صف بسته است اگر شما بی طرف بودی و جبهه ی خاصی نداشتی بله آن موقع روی حرفهای تان بیشتر فکر می کردم.

طرفِ مقابلِ "ولی" کسانی هستند که میلیارد ها دلار  آن هم اول انقلاب از کشور خارج کردند و گفتند گور پدر این مردم.

به مجرد اینکه به قدرت برسند بساط پادشاهی را دوباره در کشور  به شکل دیگری برپا می کنند و با یک فرمان آن هم که حجاب اجباری نیست گروه خاصی از  مردم را به خیابان ها می کشانند تا جشن و پای کوبی کرده و بعد آرام آرام  آنان را در کام دشمن قداره فرو برند.

بنده مخالف با بگیر و ببند شاعرم چون آن گاه ناحقی حق جلوه می کند.

شما بیداد عزیز بگو برای استکبار و این گروه هایی مانند طالبان و القاعده و  داعش و جنایات آنان در غزه و شام و عراق چه گفته ای؟

شعر صیقلی شده برای کسی می گوییم که در آینده فرزند و نوه ونتیجه ات او را دعا خواهند کرد.

برایت در آپارات نوشتم که اگر می خواهی کاری کنی بیا فرهنگ سازی کنیم ،چپاول و تجاوز به حقوق هم یک فرهنگ شده بیا مانند فردوسی و سعدی فرهنگ سازی کنیم... من فردوسی را الگوی خود در فرهنگ سازی دانسته ام فرهنگی که او ساخت بعد از 1100 سال به یاری این ملت آمد.

بیداد عزیز مزدور شدن کار زشتی ست ، الان یک گروه از شاعران که خودشان را تسلیم برخی افراد بی فرهنگ کرده اند مانند ربات دستور می گیرند شعر می سرایند آن هم شعر های توهین آمیز  برای کسی که او را نمی شناسند.

شما نیز مواظب باش ربات مشتی شکست خورده ریاکار چپاولگر نشوی...

بنده و امثالهم می توانیم اشعاری بگوییم که از آن شعله های آتش برپا شود ولی بصیرت به ما می گوید آتش بپا کن، اما برای دشمن ... نه برای  آنکه در مقابل دشمنان چون کوه ایستاده است...