شایعه
قبل از اینکه این مقاله را بخوانید باید گفت حمله ی اعراب به ایران مزمت شده است و بنده به دلایلی آن را حمله ی اعراب به ایران می دانم نه حمله ی اسلام .
مگر می شود یک مسلمان به منزل یک غیر مسلمان حمله کند مرد خانه را کشته یا اسیر کند زن او را کنیز خود کند و ثروتش را به یغما ببرد و بگوید من می خواستم فلانی را مسلمان کنم ؟!!!
انقلاب اسلامی ایران یک شبه آفریده نشد، قرن ها علما و دانشمندان و مجاهدین پاک تلاش کردند تا فرمان خداوند در غدیر خم را اجرایی کنند.
به همین خاطر انقلاب اسلامی ما از وجود ولایت بهره مند می باشد ...
چرا ولی؟
جواب روشن است تا این پرچم به دست صاحب انقلاب ، ولی عصر (عج) سپرده شود.
مشتی مغرض اکنون در فضای مجازی تا می توانند شایعاتی را به نام شاعران بزرگ پخش کرده تا دل دشمنان این ملت را شاد کنند.
فردوسی قوی تر از این ابیات جعلی علیه اعراب متمرد اشعاری دارد و آن اشعار هدفمند بوده و به هیچ وجه بر ضد اسلام نیست.
اما این روزگاری را که دشمنان و حودمان یرای خود ساخته ایم قابل نقد است.
فرهنگ دزدی و چپاول قبل از پیدایش انقلاب اسلامی و از چندین قرن پیش در کشور رواج داشته وقتی روحانیون به قدرت رسیدند کشور را به دست کلاهی ها سپردند خب این کلاهی ها چه کردند؟ برخی که ایمان داشتند لقمه ای نان حرام بر سفره ی خود نبرده و بسیاری شان در فقر و تنگدستی زندگی کردند آنان باعث عزت و سربلندی ایران اسلامی شده اند و افرادی هم بنا به همان فرهنگ چپاول و زنده باد خودم تا توانستند دست به دزدی زدند وقتی که پادشاه کشوری 25 میلیارد دلار از حقوق ملت خود را چپاول کند معلوم است چه فرهنگی در کشور حکم فرماست.
بجای این شعرهای جعلی شاعران ما باید بیایند و فرهنگ سازی کنند.
با نق زدن و فحاشی و تهمت و افترا اخلاق در کشور نه تنها رشد نخواهد کرد بلکه هر روز به نقطه ی حاد اضمحلال و نابودی نزدیک خواهد شد .
درد اینجاست که ما نمیدانیم چه کنیم و این ندانم کاری ها عاقبت بلای بزرگی شده و صدمات هولناکی به پیکره حکومت و جامعه وارد خواهد کرد.
ای مسئولین فرهنگی ای کسانی که ادعا دارید بهتر از دیگران می فهمید بیایید فرهنگ سازی کنید.
ما نمی توانیم راه بیفتیم ببینیم فلان شعرمنفی را چه کسی گفته و به حسابش برسیم رفتیم و برخوردها کردیم نتیجه چه شد؟
شایعه:
منبع : http://antishobheh.blogfa.com/post/12
این شعر فردوسی رو بخونید که ۹۰۰ سال پیش سروده و دل و تن آدم رو ميلرزونه:
در این خاک زرخیز ایران زمین
نبودند جز مردمی پاک دین
همه دینشان مردی و داد بود
وز آن کشور آزاد و آباد بود
چو مهر و وفا بود خود کیششان
گنه بود آزار کس پیششان
همه بندهٔ ناب یزدان پاک
همه دل پر از مهر این آب و خاک
پدر در پدر آریایی نژاد
ز پشت فریدون نیکو نهاد
بزرگی به مردی و فرهنگ بود
گدایی در این بوم و بر ننگ بود
کجا رفت آن دانش و هوش ما
که شد مهر میهن فراموش ما
که انداخت آتش در این بوستان
کز آن سوخت جان و دل دوستان
چه کردیم کین گونه گشتیم خوار؟
خرد را فکندیم این سان زکار
نبود این چنین کشور و دین ما
کجا رفت آیین دیرین ما؟
به یزدان که این کشور آباد بود
همه جای مردان آزاد بود
در این کشور آزادگی ارز داشت
کشاورز ، خود خانه و مرز داشت
گرانمایه بود آنکه بودی دبیر
گرامی بد آنکس که بودی دلیر
نه دشمن دراین بوم و بر لانه داشت
نه بیگانه جایی در این خانه داشت
از آنروز دشمن بما چیره گشت
که ما را روان و خرد تیره گشت
از آنروز این خانه ویرانه شد
که نان آورش مرد بیگانه شد
چو ناکس به ده کدخدایی کند
کشاورز باید گدایی کند...
پاسخ شایعه:
منبع: وبلاگ آنتی شبهه http://antishobheh.blogfa.com/post/12
1- این ابیات متعلق به شاهنامه نیستند. شاهنامهی فردوسی به صورت سی دی در دسترس است و در سایتهای گوناگون اینترنتی وجود دارد و امکان جستجو در آن هست، با بررسی می توان فهمید که این شعر در شاهنامه نیست.
2- متاسفانه فردوسی بزرگ آلت دست و بازیچهی برخی افراد شده است و افرادی هم که چندان با شاهنامه آشنا نیستند گول آنان را می خورند و ذوق زده میشوند که فردوسی اوضاع امروز ایران را «پیش بینی» کرده است!
3- از تشبیهات و استعاره ها ی بکار برده شده در شعر پیداست که این شعر از یک شاعر معاصر است و گویا شاعرش مصطفی سرخوش است.
4- عبارتهای نامناسب: خاک زرخیز، آریایی نژاد، نانآور: این ترکیبها از ساختههای جدید زبان پارسی است و در گذشته، دست کم در زمان و زبان فردوسی، دیده نمیشده است. فردوسی از عباراتی نظیر ایرانی، تورانی، نیرانی و یا کیانی استفاده می کند.
http://shahrbaraz.blogspot.ae/2009/07/blog-post_13.html
5- جملههای بیمعنا: در این کشور آزادگی ارز داشت ------------ کشاورز خود خانه و مرز داشت
6- بیت آخر هم کم ایراد نیست: سر از بار ننگ بیرون آوردن یعنی چه؟ معمولا از زیر بار ننگ بیرون میآیند نه این که فقط سرشان را بیرون بیاورند.
7- به امید آنکه از این پس وقتی نامهای به دستمان میرسد کمی به محتوای آن دقت کنیم و به صِرف این که در آن گفته شد «بین همه پخش کنید» آن را چشم بسته بین همه پخش نکنیم.
آسایش دو گیتی تفسیر این دو حرف است