در بین هزاران شاعر معاصر تنها نام چند تن از شاعران در تاریخ ادبیات ایران و جهان جاودانه خواهد شد و این ماندگاری بستگی به احساسات رقیق و حساس ، اندیشه های والا و شعور  شاعران متفکر دارد .

در جایی خواندم که :

هیچ می دانید که از میان  اشعار شعرای ایرانی، آن هایی که صاحبان شان بی پول، محروم، مظلوم و در به در بوده اند، بهتر است از شعر شعرای متمول و صاحب نعمت؟ مثلا شعر های فردوسی و  مسعود سعد سلمان که اولی به دلیل فقر و اخلاق ساده و پاکیزه که در حیات روستایی گری و بیچارگی ِ کنج ده داشته است و دومی به علت حبس و توقیف در کنج قلعه ها بوده است، دارای لطافت و پاکیزی بوده و به خوبی با انسان صحبت و از روح شاعر خود حکایت می کند. ولی غزل های فرخی و انوری و مدایح حکیم سنایی ابدا زبان و رنگ و مزه نداشته و فقط علم و قدرت شاعر را به ما می فهماند.

شعر شاعر باید پاک باشد ، گروهی مدح پادشاهان را مذمت و نکوهش کرده  و حتا از فردوسی ؛ سعدی و  حافظ ایراد گرفته اند که برخی از  اشعار آنان پاک نیست!!

از فردوسی این ایراد را گرفته اند که بخاطر صله (اگر چه به او داده نشد )شاهنامه را تدوین و پادشاهان را  ستوده است!!!

بنده با این موارد شدیدا مخالفم و می گویم درود بر ملوکی که حقوق شاعران (صله) را به آنان پرداخت کرده اند و ما می بینیم که دیوان شاعران بزرگی چون فردوسی ، سعدی، مولوی و حافظ در طول تاریخ بارها تجدید چاپ شده و هزاران نفر توانسته اند از سفره ی گسترده ی این شاعران نان به خانه  ببرند و در حقیقت این شاعران ولی نعمت مردم بوده اند و حال به لحاظ فرهنگی چه خدمتی به مزدم ایران و جهان کرده اند بماند تا منصفی بیاید و توضیح دهد.

به نظر من شاعر باید در چند جبهه  خدمت کند.

1 -  جبهه ی مردم و اخلاق

2- جبهه ی مبارزه با ظلم

3- جبهه ی عشق و مهر

4 - جبهه ی معنوی

شاعر باید فرهنگ سازی کند مانند فردوسی ، سعدی ، مولوی ، حافظ ، شیخ عطار ، صائب و نزاری قهستانی و از این دست شاعران...

فردوسی وقتی می بیند متمردین از فرمان الهی به ایران به نام  خدا و اسلام حمله می کنند و تنها توجه آنان به چپاول ثروت و ربودن زنان جوان و زیبا روی ایرانی  بوده است اسلحه ی قلم را برمی دارد و باروت ذهن خود را در آن جای داده و شاهنامه را می آفریند.

بارها گفته ام شاهنامه یعنی تزریق غیرت به پیکر ایرانیان توسط حکیم ابوالقاسم فردوسی ست.

 نتیجه ی فرهنگ سازی فردوسی را حدود 1100 سال بعد در دفاع مقدس می بینیم. حمله ی گسترده ی دوباره اعراب خائن و بیمار به ایران، ظاهراً صدام به ما حمله کرده بود ولی در پس پرده یک قدرت اقتصادی بزرگ چون عربستان سعودی و نیروهای استکبار جهانی وجود داشتند، با این همه ما به یمن دو فرهنگ یکی فرهنگ سید الشهداء یعنی شهادت و دوم فرهنگ فردوسی یعنی غیرت پیروز میدان شدیم.

فرهنگ دزدی و چپاول میراث کثیفی ست که از حملات اسکندر مقدونی ، اعراب ، بربر ها و افغان ها و... به ما رسیده است  و امروز در شرایط سخت جنگ و تحریم و فتنه های سیاسی داخلی این فرهنگ چپاول سر بلند کرده  است و نشانه های زشت آن  خودبارگی و زنده باد خودم می باشد.

بسیاری از مردم و مسئولین  آلوده  به این بیماری فرهنگی  شده اند و لازم است شاعران عزیزما با همت عالی خود فرهنگ سازی را آغاز کنند.

این فرهنگ سازی باید تحت لوای شعر و ادب باشد و نیاز به منظومه های بلند دارد و گاهی بر عکس  لازم است شاعر از  مفردات کمک بگیرد.

در این صورت اشعار شاعر پاک و ارزشمند  بوده  و نام  او در تاریخ ادبیات ایران و جهان ماندگار خواهد شد.