کوه را باید به دوشِ عشق بُرد

کوه را باید به دوشِ عشق بُرد
باده را باید به نوشِ عشق خورد
چرخ را باید مطیعِ خویش کرد
آن بزرگ است، لیک باید دید خُرد
تا مگر آری به کف عرفان ناب
دل بباید دستِ دلداری سپرد
در چمن چون سرو باید زندگی
ورنه گل های چمن آخر فسُرد
چون خدا یار است، ای دل غم مخور
عاشق صادق به هر بازی ببُرد
دیده ام دندانِ خود از دست داد
آنکه دندانِ حریفِ خود، شُمُرد !!
هیچ کس طارق حریفِ عشق نیست
این سخن بشنیدم از گُردانِ گُرد
طارق خراسانی
+ نوشته شده در چهارشنبه ۶ بهمن ۱۳۹۵ ساعت 14:35 توسط ...
|
آسایش دو گیتی تفسیر این دو حرف است