مریزان خونِ مظلومان، به نامِ ایزد ای غافل
کسی محرم شود بر دل، که با جان سوی آن آید
جگر در خون بگرداند، که تا دل در میان آید
نمازِ عاشقان را کی، ببیند چشم نامحرم
کسـی بتواند آن دیدن، سحر با اذنِ جان آید
مریزان خونِ مظلومان، به نامِ ایزد ای غافل
که دستی از دلم آخر، به سوی آسـمان آید
بگو بَر آن هَزار آوا، که لب از نغمه بَر بندد
قفس را دیده ام او را، اگر با صد زبان آید
به خود غَرّه نمی گردد، خداوند سخن هرگز
اگر اشـــعارِ نغزِ او ، به چشـمِ حـافظـان آید
کمر خَم کی کند طارق، به درگاهِ سـیه کاران
من و ماهِ خراســانم، بَر او خَم کهکشان آید
3 اردیبهشت 1392
+ نوشته شده در یکشنبه ۲۱ آبان ۱۳۹۶ ساعت 21:33 توسط ...
|
آسایش دو گیتی تفسیر این دو حرف است