چون سگ اصحاب کهفم بر در مردان مقیم گرد هر در مینگردم استخوانی گو مباش
خداوند دانا هرگز در خلقت خود اشتباهی نکرده و هر آنچه خلق کرده در عین زیبایی ست ولی همان دانای بزرگوار می داند تنها موجودی به نام انسان به هدایت مستمر و بیشتری نیازمند است ، موجودات دیگز هم هدایت می شوند ولی بیشترین هدایت از آن انسان است.
فرق بین دین و مذهب این است که دین از آن خداوند و مذهب دست ساز بشر است .
مذهبیون سک را نجس دانسته و همین طرز نگاه به یکی ار موجودات خوب الهی باعث شده است که در کشور ما با این حیوان با وفا و کار آمد، با خشنونت رفتار شود و مذهبیون مسئول این رفتارهای غلط می باشند.
خداوند به اصحاب کهف می فهماند که سگ شما موحد است و آن موجود مرا بعتوان خداوند عالمیان شناخته است.
خوب است بدانیم سگ اصحابِ کهف بر پایهٔ آیات قرآن سگی بوده که به همراه اصحاب کهف به خواب سیصدونهساله رفته و با ایشان برخاسته است.
گفته شده که او سگ گله بود و هنگامی که چوپانش به اصحاب کهف پیوست او نیز به ایشان میپیوندد. هنگامی که از ترس آواز در دادن و آگاه کردن دشمنان، میرانندش، او چون انسان به سخن میآید و میگوید:«من او را میطلبم که شما میطلبید...» پس دست از او میدارند و او را با خود به غار میبرند.
از حضرت امام جعفر صادق (ع) نقل است که سگ اصحاب کهف یکی از سه حیوانی است که به بهشت برده میشود.
اگر حضرت سعدی می سراید :
| سگ اصحاب کهف روزی چند | پی نیکان گرفت و مردم شد |
وی به این نکته توجه نداشته است که آن حیوان موحد بوده است و در پی نیکان رفتنش او را مقام و ارزش و اعتباری نیفزوده است بل به آنان می فهماند موحد و چون آنان در پی خداست.
اما این بیت منش سالکان را بیان می کند و بسیار زیباست:
| چون سگ اصحاب کهفم بر در مردان مقیم | گرد هر در مینگردم استخوانی گو مباش |
آسایش دو گیتی تفسیر این دو حرف است