در کوچه باغی با تو آواز سحر دارم
احساس خوب عاشقی، دل، خاصه جانم را
پس داده بودم پیش طوفان امتحانم را
وقتی که طوفان برد با خود بادبانم را
افراشتم از نو درفش کاویانم را
دیدم شبی دستی به شام تیره پایان داد
شعری سرود و ابر را فرمان باران داد
وقتی خدا رخش قلم بر دست انسان داد
رخش قلم "تنها" برای عشق جولان داد
با خون نوشتم شعرهای بی زبانم را
سیمرغ افکارم جهان را دشت گل می دید
با موج آبی رنگ روح سبزه می رقصید
وقتی ستم بر پرپر آلاله ها خندید
وقتی زمستان ناجوانمردانه می جنگید
آتش زدم سیمرغ افکار جوانم را
دل در پی گرمای چشم شوق یاران است
این ابر را پایان فقط رگبار باران است
بس ناجوانمردانه غوغای زمستان است
سرد است می دانم که سرها در گریبان است
خورشید شو تا بازیابم دوستانم را
در کوچه باغی با تو آواز سحر دارم
بر دور لب های قشنگت بوسه می کارم
گفتی بهاران را ، برایت ارمغان آرم
باران نمی بارد ولی آهسته می بارم
تا چشمهایت می کشم رنگین کمانم را
طارق خراسانی
مخمس با تضمین از غزل زیبای خانم لیلا صالح
۳۰ اردیبهشت ۱۳۹۷
شرحی بر این اثر
سرما تولید نمی شود بلکه گرما را اگر از فضا بگیریم به سرمای موجود در فضا نزدیک و نزدیکتر می شویم به توضیح بهتر بخاری گرما تولید می کند تا سرمای موجود در فضا آزارمان ندهد و کولر های گازی هیت پمپ یا دستگاه گرما گیر هستند گرمای موجود در فضای مسکونی را گرفته و به خارج از محیط زندگی هدایت می کنند .
در نظام گذشته گرما را از مردم می گرفتند مشتی ایادی استکبار و چپاولگر شب و روز کارشان پمپ کردن گرما به بیرون بود در حدی که هوا آزار دهنده میشد و اخوان ثالت را وادار کرد بسراید:
هوا بس ناجوانمردانه سرد است
امروز استکبار تمام گرمای این سیاره را برای خود می خواهد و برایش مردم جهان که دوست دارند آزادانه زندگی کنند مهم نیست .
تحریم ها چه برای ایران و چه برای دیگر کشورهای آزاده سرما آفرینند و آزار دهنده .
در داخل هم آنان که دست به چپاول اموال مردم و دولت می زنند دقیقا همان بلائی را بر سر مردم می آورند که آمریکا آورده است .
یا در بین صدها قاضی مومن و مقتدر و راست اندیش ناگهان چندتایی قاضی ضعیف و بیمار دیده می شوند که با متهم بد رفتاری کرده و چون بازخورد متهم را در پاسخگویی سخت می بینند که در قبال توهینی که شنیده شجاعانه توهین می کند ، حکمی ناجوانمردانه صادر می کنند که نه تنها عادلانه نیست بلکه موارد اتهامی، کذب و غیر واقعی ست .آری اینان بدون آنکه خود بدانند دستیار و همکاران استکبارند و سرما آفرین.
آسایش دو گیتی تفسیر این دو حرف است