در این وضاع دشمن ساز صوری

صبوری کن صبوری کن صبوری 

یقین غول است استکبارِ وحشی 

من و تسلیم این غول لگوری؟

محال است کرنشی آرم به دشمن

مگویم این بود راهِ ضروری 

که تا شاهنشه خورشید اینجاست

بباید کرد بر دشمن جسوری

برادر  راه سخت و دیده ام من 

از این سختی که در حال عبوری

غرورت میزند سیلی به دشمن

تو ایرانی که دنیای غروری 

تو کردی انقلاب و شادمان باش

 به عالم آن که در کارِ صدوری 

طارق خراسانی 

1397/4/8