خود قضاوت کنید
پزشکان محترم تشخیص دادند تا به بیمارستانی که از متخصصان ترمیم بهره مند می باشند رفته تا درمان نهایی صورت پذیرد .
بدین منظور راهی تهرلن شده و در بیمارستان مجهز و بسیار خوبی که دارای پرسنل فهیم و دلسوز می باشد بستری شدم .
در حین انتقال از منزل به بیمارستان راننده پرایدی که مرد مسنی بود درد دلی کرد که درد انگشتم را فراموش کردم .
او گفت در یکی از شرکت های تحت پوشش بنیاد بیست سال مشغول به کار بودم که روزی شرکت عذر حدود صد تن از پرسنل خود را خواست و از کار بی کار شدیم .(تاریخ واقعه گویا حدود سال ۸۰ بوده است ، دقیق نمیدانم )
وقتی به اداره بیمه رجوع کردیم دیدیم مدیر آن شرکت با آنکه هرساله حق بیمه را از ما دریافت میکرده است در مدت بیست سال خدمت فقط ده سال از آن را بعنوان بیمه رد کرده است .
وی گفت ما آمدیم در مقابل ساختمان مجلس سابق شورای اسلامی تجمع کرده و خواستار آن شدیم تا نمایندگان محترم داد ما را شنیده و از بستر قانونی موضوع را دنبال تا به حقوق مسلم خود دست یابیم .
وی ادامه داد دو سه روز بعد نیروهای امنیتی آمدند و حدود ده نفر از ما را انتخاب و به نقطه ای نامعلوم بردند .
هیچ شکنجه ای در کار نبود و حتا یک سیلی هم به گوش کسی زده نشد ولی ماندن در بازداشتگاه برای ما رعب آور بود تا بعد از چند روز کاغذی را به ما دادند تا امضا کنیم .
متن کاغذ را برای آنان نمی خوانند و فقط به این افراد گفته می شود اگر دوباره دست به اعتراض بزنید آفتاب صبح بعد را نخواهید دید و در ساعت دو نیمه شب آنان را در اتوبانی رها می کنند.
حالا بنده سوال می کنم اینجا چه کسی دیکتاتور است؟ رهبر ؟ نیروهای امنیتی؟ یا آن فرد پست و فرومایه ای که حقوق مشتی کارگر مستضعف را پایمال کرده است؟
حال اگر نیروهای محترم امنیتی می آمدند و عامل فساد را بسرعت شناسایی و از دستگاه قضا ، تقاضای جلب وی را می کردند این نیروهای عزیز امنیتی به رهبر گرانمهر ما محبت می کردند یا خیانت؟
زیاده گویی نمی کنم و خود قضاوت کنید .
آسایش دو گیتی تفسیر این دو حرف است