جهان بپا شـده محضِ گل لقــاي محمد
 درود و تهنیت حق، بود سـزاي محمد


مَقام ذرّه چه داني؟ شكوهِ دانش و حكمت
نهـاده سر به ارادت، ز جان،  بـه پـاي محمد


به سرسراي بزرگان،چنين نوشـته به نامش
 كـه هست شـأن بزرگي ، فقط براي محمد


 به چشم من بنشـيني،از آن عيان تو ببيني
 كه جانِ هر چه مَلّك بوده در ثناي محمد


به غم نشسته بگو هان،كه دوستدار علي را
ز شــام غم برهـاند، يقيـن دعاي محمد


صفـاي مروه چشيدم،  نبـود هر چه كه ديدم
قسم به سوره ي طارق، بِـه از صفاي محمد

 طارق خراساني