آقازاده
منبع وبسایت شعر پاک sherepaak.com
متأثر از نمایش عجیب و رقت انگیزی که چندی پیش از سوی ساشا سبحانی فرزند سفیر اسبق ایران در ونزوئلا !!!
در مکانی لاکچری در میان دلارها و یوروها در فضای مجازی پخش شد :
آقازاده؟؟!!
علم و دانش ارث بابای شماست
ای که دانشگاه ها جای شماست
با شما هستم شما ژن های خوب
هر چه جای خوب مأوای شماست
ای که هم الوند و تفتان و هزار!
هم دماوند از بلندای شماست !
وسعت این ملک حاصلخیز هم
از کرامت های پهنای شماست
هم خلیج فارس سهم الارثتان
هم خزر انگار دریای شماست
هم لواسان وکرج هم رشت و کیش
کل ایران باغ و ویلای شماست
نبض بازار تجارت دستتان
غول خودرو زیر پاهای شماست
قد اگر افراشته در باغ سرو
وام گیر قدّ رعنای شماست !
رود ها جاری و دریا بی نظیر
کوه و جنگل حکمفرمای شماست !
بس که زیبایید و خوب و دلفریب
ملتی محو تماشای شماست
در صف گوشت و پراید و خواربار
سر خوش از زومبا و یوگای شماست
داغ قلب ملتی دل سوخته
از بخار داغ سونای شماست
دنده ها نرمند و چشمان کور تا
چشممان در چشم شهلای شماست
ثروت ملی است در جیب شما
وقف بیت المال مبنای شماست
کثرت دولت ز دعوای شما
وحدت اُمّت ز شورای شماست !
رونق و کیفیت بازار هم
بی شک از فکر شکوفای شماست
کارت ارزاق از برای ملت و
بورس اوراق از مزایای شماست
سوگواری سهم الارث دیگران
اکس پارتی از سجایای شماست
برتریهاتان که مادرزادی است
هر چه هست از لطف مامای شماست
هر چه کالا هست در انبارها
بی برو برگشت کالای شماست
مُهر تأییدید بر هر کار خیر!
پای هر عهدی که امضای شماست
مثل یک آیینه دق پیش رو
پنت هاوس و برج و بالای شماست
در گلوی خلق جام زهر شد
آن شرابی که گوارای شماست
سنبل ایمان و غیرت بی گمان
آن سفرهای اروپای شماست
گرچه خود رسوای عالم بوده اید
خلق عالم جمله رسوای شماست
سفره چهل ساله این انقلاب
اندکی از سهم حلوای شماست
دم زنید از مادر میهن ولی
زیر چشمش جای تیپای شماست
این خیالاتی که در سر پرورید
بی گمان از جنس اعلای شماست
با تبانی سکه شد بازارتان
عرضه کالا تقاضای شماست
گر چه اُمّ المفسد است این پول ها!
معبد و مسجد کلیسای شماست
اختلاس و رانت و دزدی و ربا
جزء فرهنگ و الفبای شماست
هر کجا را بنگری هر گوشه ای
گوشه ای دنج از زوایای شماست
تالس و فیثاغورث هم مانده اند
عقل حیران از قضایای شماست
بر سر بازار و هر کوی و گذر
سایه شوم هیولای شماست
مرگ بر کفار گویان هر زمان
راهی و آماده ویزای شماست
در بلاد کفر کنگر می خورید
ینگه دنیا اوج رویای شماست
تکیه اسلام و ایمان بعد از این
بر ستون دین و تقوای شماست
هر حرامی شد حلال جانتان
دین و دنیا محو فتوای شماست
بی رگی نامردی و نامردمی
آخرین مضمون وفحوای شماست
بغض ما از خنده مستانه و
اعتراف بی محابای شماست
آخرِ بی شرمی بی غیرتی
جلوه های آشکارای شماست
خسته ایم از قصّه دیروزتان
هر چه هست این وضع حالای شماست
هان خداوندان زور و سیم و زر
می رسد روزی که فردای شماست
وعده شادی خلقی دردمند
موعد آه و دریغای شماست
می رسد روزی که پایان می رسید
آن زمان روز تماشای شماست
مریم محبوب – فروردین 1398
آسایش دو گیتی تفسیر این دو حرف است