هنوز دیده ی من پُر ز ابر و بارانی ست
برای یک زنِ آزاده ای که زندانی ست
دعای سوسن و نرگس نجاتِ نسرین است
ز حصرِ غمزده و تیره گونِ گلدانی ست
ندیده ام که موکِل رها شود از بند 
وکیل رفته به زندان و در پریشانی ست
خدا کند نشود بی حجاب بانویی
وگر نه ساحتِ دوزخ به شیخ ارزانی ست !
هزار گونه بلا سر ز خاک بر آرند 
در آن مسیر  که فرهنگِ راه،  نادانی ست
دعا کنید به پنهان که غم بسرآید 
دعای گوشه نشینان همیشه پنهانی ست

طارق خراسانی

12 خرداد 1398