ای نسـلِ تازه ی این سـرزمینِ من

وی نور دیده، جوان، گـوهـرِ وطن

ما نســلِ اول و پایان رسـیده عمـر

اکنـون شما و ماممِ وطـن ، مـرگِ اهـرمن

دشمن به ذلت است و هم اینک تويى به عـرش

گاهِ شکـوهِ دین و فـرو پاشی فِتَن

ای دل به کار و کوشش خود کشورت بساز

بگذر ز خواب و راحت و فربه نساز تن

کشور به اوجِ قدرت و ایمان ما قوی

آری گذشت دوره ی رنج و غم و مِحَن

گندم بکار و باز به صنعت بگیر پای

لَهوی رها كن و به هوس پشت پا بزن

نی سرسری که از دل و جان  می کنم دعا 

جانم فدای جان جوانانِ این وطــن

سحرگاهِ 4 آذر ماه 1392
طارق خراسانی