تمام رفتن ها چه به شکل اعدام و چه به صورت شهادت در راستای دفاع از آب و خاک، شرف، فرهنگ و ارزش های معنوی ملتی کهنسال بوده است، الا جنایاتی که مقتول به هیچ وجه گناهکار نبوده و کشتن او بر مبنای عدالت صورت نگرفته است که نمونه ی آن سید مسعود ریاضی کرمانشاهی ست. 

من دست آنان که ایران را به این پایه و مقام رسانده اند که به جای خشوع در مقابل استکبار بر علیه جرثومگان فساد برخاسته اند را می بوسم که ایران را از حضیض ذلت به اوج عزت رهنمون بوده اند.

دشمن همیشه به دنبال نقاط ضعف حریف مقابل است و از اعدام های سال 1367برای پیشبرد اهداف خائنانه ی خود سود می جوید. 

بنده بارها گفته ام که از دار و زندان و شلاق و هرگونه خشونت متنفرم و این دلیل نمی شود که در مقابل خشونت دشمن با آنان به ملاطفت رفتار کنیم. 

اگر بنده جزو اعدامیان سال 67 بودم و کسی با جان من ارتباطی بر قرار می کرد، قطعا جانم به او می گفت از رفتنم راضی ام. 

چرا؟ 

 مگر نمی گوییم :

 چون ایران نباشد تن من مباد

بدین بوم و بر زنده یک تن مباد

مگر نه آنکه برای حفظ بوم و بر حاضر هستیم  همه سر به سر تن به کشتن دهیم؟ 

در پایان به تمام دلاور مردانی که با تلاش خود ایران را به این پایه و مقام از قدرت نظامی  رسانده اند از صمیم دل تشکر کرده و درود نثار آنان که ایران را آنگونه که شایسته اش بود ساختند.