درد یعنی...
تقدیم محضر مقدس و شریف و نورانی سلطان علی ابن موسی الرضا(ع)
درد یعنی همه ی بال و پرت تیر کشد.
همه اعضای تو پا تا به سرت تیر کشد.
بغض یعنی خفگی چنگ به جانت بزند.
در گلویت نفسِ شعله ورت تیر کشد.
آه یعنی که مه آلود شود آینه ات.
لاله گون خال بیُفتد جگرت تیر کشد.
غصه یعنی همه دریا بشود قطره ای و.
گرمی اش شعله شود، پلک ترت تیر کشد.
داغ یعنی پسر فاطمه باشی، دمِ مرگ.
یادِ یک روضه و کوچه، کمرت تیر کشد.
فارغ از رنج خودت، دل نگرانی یعنی.
دل، به یاد غمِ تنها پسرت تیر کشد.
دور، از شهر پیمبر غمِ غربت یعنی.
دیده ی مانده به در، منتظرت تیر کشد.
زهر یعنی همه ی آنچه بیان شد با هم.
در تمامِ بدنِ محتضرت تیر کشد.
روضه یعنی که پدر باشی و بر جسم پسر.
بر زبانت غزلِ نوحه گرت تیر کشد*.
رسول رشیدی راد(مجتبی) مرداد ماه 1398
* اشاره به روضه لحظه جان دادن حضرت علی اکبر(س) در آغوش امام حسین(ع)
آسایش دو گیتی تفسیر این دو حرف است