رومینا شهید عشق
وقتی از کشته شدن فجیع رومینا با خبر شدم می دانستم رهبر گرانمهر به این ماجرا ورود خواهند داشت، چون کارهای لطیف و زیبایی از ایشان در رابطه با جوانان شنیده و خوانده بودم که یک نمونه اش هنگام کوهنوردی معظم له با دو جوان دختر و پسر مواجه می شوند و دختر خانم فاقد حجاب اسلامی بوده است.
حضرت دوست با آن دو صحبت می کنند و وقتی می فهمند آن دو یکدیگر را دوست دارند به آن ها پیشنهاد میفرمایند با خانوادهای شان برای انجام مراسم عقد به بیت بروند.
هر شهیدی خیری به جامعه می بخشد و امیدوارم این شهید عشق باعث تحولات اساسی برای جوانان کشور شود.
اکنون که رهبر عزیزمان به این موضوع ورود کرده اند تحولات بزرگی به نفع جوانان در مجلس و قوه قضاییه رخ خواهد داد.
خاطره ای دارم که خواندنش بد نیست ، اوایل جنگ بود که در حین رانندگی دختر خانمی را در یکی از خیابان های مشهد دیدم که دست تکان داد، سوارش کردم وی همینکه سوار ماشین شد گفت به قصد زیارت حضرت رضا به مشهد آمده و چون شناسنامه به همراه ندارد نمی تواند به هتل برود.
تابستان بود و بستگان دوری از خوزستان در یک مسافرخانه اسکان یافته بودند، وی را به دست آن ها سپرده تا در امنیت باشد.
فردای آن روز از طرف بستکانم پیامی رسید که خودم را به مسافرخانه برسانم، وقتی رفتم دیدم آن دختر خانم تقاضای 1500 تومان دارد و حقوق ماهانه بنده هم حدود 2500 بود.
به او گفتم این پول را برای چه می خواهی که گفت می خواهم به تهران باز گردم و مرا کنار کشید و گفت اگر این پول را به من ندهی سه نفر که معتاد هستند در ازای خود فروشی ام به من پرداخت خواهند کرد.
سریع رفتم بانک 1500 تومان دریافت و به وی دادم.
فردای آن روز دوباره همان بستگان به من اطلاع دادند که به کلانتری بروم وقتی به کلانتری رجوع کردم دیدم آن دختر خانم و دوست پسرش را به اتفاق آن معتادان دستگیر کرده اند و تحقیقات اولیه را انجام می دهند.
آنجا بود که دانستم آن دختر خانم اهل مشهد بوده و عاشق پسری شده بود و چون پدر خانواده مخالف این وصلت بوده از منزل فرار کرده است.
پس از تحقیقات اولیه از کلانتری به دادگاه رفتیم که خوشبختانه قاضی مسلمان و فرهیخته ای رییس شعبه بود.
قاضی دستور تحویل دختر به پدر را نداد
قاضی پس از دریافت استعلام پزشک قانونی مبنی بر دختر بودن آن خانم به وی گفت شما این جوان را دوست داری؟ دختر فورا گفت بله.
قاضی معتادان را راهی زندان کرد و به من گفت شما می توانید بروید ولی بنده که در آن زمان تازه استخدام وزارت آموزش و پرورش شده بودم اجازه خواستم هزینه مراسم عروسی را بپردازم.
قاضی مسلمان و فهمیده سریع دستور دادند عاقدی به دادگاه بیاید، پس از خطبه عقد قرار شد بنده برای انجام مراسم عروسی اقدام کنم. .
مراسم کوچکی گرفتیم و این دو با شادی به خانه رفتند.
قوه قضاییه با همکاری مجلس شورای اسلامی باید راهکارهایی را برای اینگونه جوانان بوجود آورند تا جنین اتفاقات خطرناک و غم انگیزی در کشور رخ ندهد.
آسایش دو گیتی تفسیر این دو حرف است