سؤالاتی از حضرت حافظ
شاعر : ناشناس
تا حد امکان شعر را ویرایش کرده ایم
حافظا! در قرن هشتم مرغ هر کیلو به چند ؟
تخممرغ و روغن و سوسیس با کاهو به چند ؟
دولت شاهِ شجاع آیا به تو یارانه داد؟
پرتقال، انگور و شفتالو و یا آلو به چند ؟
ما که کُرک و پشممان از نرخ مایحتاج ریخت
توی دوران شما با ما بگو، لیمو به چند ؟
چرخ ماشین رفته بالا، تو بگو در قرن هشت
نعل اصل آلمانیِّ حضرتِ یابو به چند ؟
توی عصر ما حسابی زیرمیزی میدهند
رشوه میدادید اصلاً؟ نرخ آن یارو به چند ؟
آن زمان هم زن ذلیلی مثل الآن رسم بود؟
قیمت اسکاچ و خاکانداز و یا جارو به چند ؟
تو خودت اینکاره بودی حافظا! مهریّهی
مهر بانویی که برده دل، کمان ابرو به چند ؟
توی دیوانِ تو حتّی اسم میش و گاو نیست
میزدی آهو به رگ؟ یک شقّه ی آهو به چند؟
چون خوراک خوب میخوردی شدی شاه غزل
جانِ حافظ ! فیالمثل اینقدر 🤏 میگو گو به چند ؟
اینهمه توصیف رخسار و لب و مو کردهای
خطِّ چشم و واکس ابرو و مشِ بانو به چند ؟
توی عصر ما که اصلاً حرف مسکن را نزن
آن زمانها خانهای بیبرج و هم بارو به چند ؟
شعرِ خواجو را همینطوری به سرقت بردهای
یا که نه از او خریدی؟ قیمتِ خواجو به چند؟
شعر من پایان گرفت و در صف مرغم هنوز
ترسمت گویم که نرخش هست هر کیلو به چند؟
آسایش دو گیتی تفسیر این دو حرف است