همه ذرّات جهان می رقصند

همگان می دانند
که زمین رفتنی است
و صنوبر زیباست
نسترن روحِ زمین است
و هر ذرّه
سمیع است و بصیر
با خبر از فردا
آب،
یک حوصله ی تاریخی ست،
و تمامیتِ مهر...
ذرّه ها را غزل عشق،
فراوان خواندم
آب،
آیین محبت دارد
و قناری ،
برای دل تو می خواند
از چه تنها شده ای؟!
چرخ می چرخد از آن
که تو آرام شوی
عشق،
تفسیرِ خداست
راستی،
همه ذرّات جهان می رقصند
و چرا ؟
رقص گناه است هنوز...؟!
طارق خراسانی
5 بهمن 1391
+ نوشته شده در چهارشنبه ۱۱ فروردین ۱۴۰۰ ساعت 1:7 توسط ...
|
آسایش دو گیتی تفسیر این دو حرف است