همگان می دانند
که زمین رفتنی است 
و صنوبر زیباست 
نسترن روحِ زمین است
و هر ذرّه 
سمیع است و بصیر 
با خبر از فردا

آب،
یک حوصله ی تاریخی ست،
و تمامیتِ مهر...

ذرّه ها را غزل عشق،
فراوان خواندم
آب، 
آیین محبت دارد 
و قناری ،
برای دل تو می خواند
از چه تنها شده ای؟!
چرخ می چرخد از آن
که تو آرام شوی
عشق،
تفسیرِ خداست
راستی،
همه ذرّات جهان می رقصند
و چرا ؟
رقص گناه است هنوز...‌‌؟! 

طارق خراسانی 

5 بهمن 1391