صلح کن با همه عالم، به همه مهر بورز
جنس احساس کسی پاک و اهورایی نیست
غصه و درد بجز زادهی تنهایی نیست
ناخدایی کن و لنگر به جهالت ننداز
دل به دریا بزن امروز، که فردایی نیست
وا بکن پنجره را ، یک نفس تازه بکش
هیچ کس در پیِ یک لحظه شکوفایی نیست
تکیه بر خود بزن ای دوست نه بر شانهی کس
غیر از آغوش خودت مأمن و مأوایی نیست
یک نفر نیست بفهمد که چه حالی داری
درد داری به دلت، حیف مداوایی نیست
منتظر مانده ای از غیب بیاید مددی؟
بهر احیای دل تو، دَم عیسایی نیست
صلح کن با همه عالم، به همه مهر بورز
غیر از این در دوجهان ارزش و دارایی نیست
زُل بزن در تپش آینه ها عاشق شو
هیچ کس مثل تو اینقدر تماشایی نیست
✍ بهاره_کیانی
+ نوشته شده در شنبه ۲۶ تیر ۱۴۰۰ ساعت 7:24 توسط ...
|
آسایش دو گیتی تفسیر این دو حرف است