دیروز از تهران عازم شمال بودم، پلاک ماشین فریاد می زد که تهرانی هستم و سند منزلم گواهی می داد  ساکن شمال می باشم. 

چون به ماموران محترم دستور داده شده بود که فقط ماشین هایی که شماره پلاک شان شهرهای استان گیلان است حق ورود به آن استان را دارند صحبت های ما راه بجایی نمی برد.

دیدم کل کل کردن با ماموری که معذور است هیچ فایده ای ندارد لذا برای رسیدن به خانه  تصمیم گرفتم از مسیرهای بسیار دشواری بهره ببرم.

شکر خدا باک ماشین پر از بنزین بود و با همراهانم به سمت خانه حرکت کردیم.

وقتی به چند کیلومتری رودبار رسیدیم با ترافیک بسیار سنگینی مواجه شدیم که نشان می داد محال است تا 5 ساعت دیگر اتومبیل ها از جایشان تکان بخورند.

علت این ترافیک همان ندانم کاری مسئولان بود که فقط تاکیدشان بر پلاک ماشین بود و می دیدم که اکثر ماشین های متوقف شده در ترافیک  پلاک شهرهای شمال را داشتند و پست بازرسی نمی توانست مشکل را حل کند.

تصمیم گرفتم برای رسیدن به خانه  از راه های دیگری استفاده کنم چون از سال 1394 ساکن شمال شده بودم مسیرهای فرعی را خوب می دانستم.

پس از 8 ساعت رانندگی به ورودی شهر مورد سکونتم  رسیدم که ناگهان دیدم پلیس راهنمایی جاده ی ورودی را بشدت تحت کنتزل دارد.

مامور محترم اجازه ورود  به شهر را به من نداد، به وی گفتم ساکن این شهرم گفت به ما دستور داده اند که از تردد  اتومبیل های پلاک تهران و دیگر استان ها  به شهر  ممانعت کنیم   گفتم اخیرا قبض برق و. گاز بصورت پیامک برای مشتریان می آید بگذارید نشانتان بدهم، وی گفت اجازه ورود ندارید!!

دوباره برای رسیدن به خانه که حال در چندصدمتری ام  قرار داشت مجبور شدم بجاده اصلی باز گشته و از راه های فرعی استفاده کنم.

خلاصه به خانه رسیدم  ولی دیر.