طارق خراسانی

تا که دلبر خبر از منزل جاویدم داد
مژده بر نقطه ی پایانی تردیدم داد

نا امید از نگه مستِ نگارم بودم
دستِ غیبی به سحر، رایتِ امیدم داد

چه گناهی ست؟ اگر حاصلِ تاکی خوردم
تاک از شیره ی جان، باده ی توحیدم داد

تُهمَت آمد که به خاکم بنشاند، امّا
قاضی پرده نشین، مسندِ خورشیدم داد

صبر کردم به بلایی که در آن بود فنا
بختِ پیروز اگر بوسه به تمجیدم داد!

کور باد آنکه روا دید به من دوری را
از بهشت تو به یک سیب، روادیدم داد

بوسه ی گرم تو نازم که به فتوای جنون
حکم بر رفع غم  و محنتِ تبعیدم داد

طارق خراسانی

14 شهریور 1400