تک خال
مرگ، خود پشت در و دل پی استقبالش
جانِ من خواهد و دلشاد، بپرسم حالش
مرغِ عمرم نتواند بپرد نیم قدم
از ازل چیده شده شاه پَری از بالش
نزدِ نامرد مَبر دست نیاز، از آن رو
کآبرویت ببرد، تا ندهد از مالش
«هرکسی روز بهی گر طلبد از ایام» [1]
سال آینده بَتَر می شود از این سالش
از تنورش بدهد نان بد و خوب به خلق
هر کسی نان فلک می خورد از اعمالش
شرف آور به کف و معرفت و آزادی
هسته ی چرخ بود تلخ، مرو دنبالش
شعر هم مثل قمار است که یک بازیکن
رو کند لحظه ی نابودی خود تک خالش
[1] . هر کسی روز بهی می طلبد از ایام _ حضرت حافظ
طارق خراسانی
9 خرداد1399
+ نوشته شده در چهارشنبه ۱۰ آذر ۱۴۰۰ ساعت 14:14 توسط ...
|
آسایش دو گیتی تفسیر این دو حرف است