ملتِ عشق، خدا همره و هم یارِ شماست
مژده آمد به سحر، عشق طرفدارِ شماست
گر که گیسوی ستم سخت پریشان شده است
کارِ غوغاگری رشته ی افکارِ شماست
بی حساب است اگر ظلمِ ستمگر، زان روست
چون که آزادی ابنای بشر کارِ شماست
روز فجری که نشان است از آن در همه جا
پیرِ ما گفت که این مطلع الانوارِ شماست
ماندنی راهِ شما تا به ابد خواهد بود
محو و نابود هر آنکو پی آزارِ شماست
شعرتان بوی خدا می دهد ای اهلِ قلم
چشمِ خورشید پی دفترِ اشعارِ شماست

بداهه _ شب یلدا

30 آذر 1400