این شاهکار که در رثای شهید قاسم سلیمانی سروده شده  را با هم می خوانیم. 

 

می درخشی تو باورم این است
هر زمان جاودان تر از خورشید

نور افشانده ای فروزان تر
در جهان، دل نشان تر از خورشید

 

شعله ور پر زدی به عرش ای مرد
مردِ میدانِ حق مداری ها

مسلکت ای امیرِ عشق آری
هست جولانِ حق مداری ها

 

مثل تو کو سپاه سالاری؟
کز مزامیر عشق سر مست است

رگ رگش پُر حرارت از غیرت
جانش از تیر عشق سرمست است؟

 

ای به رشک از فروغ تو خورشید
عرشیان را به وَجد آوردی

رفتی امّا برای ما با عشق
لوحِ زرّین مجد آوردی

 

آنچنانی زلال تر از نور
کافتاب از تو شور می گیرد

ای سرشتت نمادِ دل پاکی
غیرت از تو غرور می گیرد

 

ای سلحشورِ بی بدیل این جان
می زند چون به یادِ تو نبضش

در من احساس می کنم هر آن
می زند امتداد تو نبضش

 

می شود کرد مثل تو هرگز
سینه آماج تیرِ عشق آیا؟

می شود کرد همچو تو کی در
سینه دل را اسیر عشق آیا؟ 

 

این چه شور است و این چه غوغایی؟
چنگِ خود ساز می کنی با عشق

حالیا بر فراز عرش ای جان
وه چه پرواز می کنی با عشق

 

کوریِ چشم دشمنان ایران
مثل تو کم نه 《آبتین》 دارد

دشمن اما اگر چه از ذلّت
دستِ فتنه در آستین دارد

 

شد مبرهن برای شکّاکان
مردِ ایمان و دین سلیمانی ست

تا در این بیشه عشق می بالد
حلقه ایران نگین سلیمانی ست

از استاد ابراهیم حاج محمدی