به حق داوری کنیم
برخی که در قوه قضاییه کشور هستند باید بدانند که دنیا صاحبی دارد و آن سبحان لاشریک بی نطیر داوری بزرگ و قاضی القضات است.
آقای ری شهری هم رفت او باید حداقل 90 سال عمر می کرد، از مرگ او کمتر کسی ست که از صمیم دل محزون و غمگین شده باشد تازه او به دروغ و نیرنگ حکم نداد َ مسعود ریاضی از متهمین وی بود ولی 7 سال زندانی به او داد، مسعود بی گناه بود و تنها گناهش چند توهین به قاضی پرونده اش بود که قاضی می توانست بخاطر ان توهین های ملیح و طنز گونه، وی را محکوم. به شلاق و یا نهایتا محکوم به 6 ماه زندان کند خلاصه آن مرحوم باز لطف کرد و حکم اعدام به مسعود نداد، در سنی پایین رفت حال انانکه به مسعود عمدتن انگ و به عبارتی تهمت جاسوسی زدند و حکم اعدام را با خیالی آسوده امضاء کردند باید دید چگونه از دنیا خواهندرفت؟
شما مگر ولی ندارید حداقل هنگامی که عصبانی می شنوید و از متهم فحش می شنوید به ولی گرانمهر تماس بگیرید و بفرمایید آقا متهمی به من فحش و ناسزا گفته، او گفته است اگر پوست مرا نکنید فلان و فلان و فلان و فلان حالا چه دستوری میفرمایید من می خواهم انگ جاسوسی به او بزنم و مرتد بخوانمش تا بتوانم حکم اعدام وی را صادر کنم؟ ا
آنموقع ولی و جانشبن پیامبر اکرم (ص) به شما می گفت که آرام باشید و عدالت را محور قرار دهید نه خشم خود را.
حضرت آیت الله حجتی را خدا عمری طولانی عنایت کرده است، ایشان مرد خداست، امام (ره) با آن همه فشارهایی که در طول زندگی بر جسم و روح و روان خود داشتند عمری بلند و با عزت خدا به ایشان عنایت کرد، رهبر عزیزمان را خدا حفظ فرماید این همه فحش و ناسزا شنیدند ولی خم به ابرو نیاوردند و به راه خود ادامه دادند.
شما ها که حکم اعدام سید مسعود را صادر کردید و دیدید که نتوانستید پوست او را بکنید، چون او، همانند ان مرد خدا که در عطاری شیخ عطار به حضرت عطار گفت تو که دل بسته ی این دنیایی چگونه جان خواهی داد و جواب عطار این بود : تو چگونه جان می دهی؟
آن مرد خدا گفت اینگونه و بر زمین دراز کشید و دست بر زیر سر گذاشت و دار فانی را به اراده خود ترک کرد، وآری سید مسعود این چنین جان به جان آفرین تسلیم کرد و در زندان جنازه بی جان او را به دار آویختند.
پس دیدید و دیدیم و تاریخ نیز خواهد دانست آن فحش ها بر حق بود چون گفت( چنین و چنان بر شما) اگر پوست مرا بتوانید بکنید.
من شنیده ام و نمی دانم تا چه حد صحت دارد، می گویند حکم های اعدام سیاسی جهت تایید نهایی برای ولی گرانقدر ارسال می شود.
اگر چنین باشد از ایشان و مقام الهی وی بترسید و احکامی را برای ایشان ارسال کنید که انشای آن بر مبنای عدالت باشد نه خشم و نفرت خصوصی .
شما سید را با وثیقه آزاد کرده و پشت سر آن به خانه وی زنگ زده که اگر 4 نفر بیشتر کنار شما باشند پوستت را می کنم، این جمله و اینگونه صحبت کردن قاضی با کسی که یک سال و اندی بی گناه زندانی بوده آیا درست بود؟
جواب ایشان را هم از پشت تلفن شنیدید :
فلان، فلان، فلان، فلان شما اگر پوست مرا بتوانید بکنید، "مگر من پیازم که بتوانید پوست مرا بکنید" و نهایتا او را دوباره بردید زندان و آن حکم کذایی را صادر کردید و دیدید او به اراده ی خود این سیاره بلا زده را ترک کرد.
به احترام خدا و ولی خدا و به خاطر این عنوان بزرگ که خدا به ما داده است و اشرف مخلوقاتمان نامیده ، به حق داوری کنیم.
آسایش دو گیتی تفسیر این دو حرف است