از: علی معصومی 

منبع sherepaak.com

باز از درد غم انگیز تو یک شهر گریست
آه با ناله ی یکریز تو یک شهر گریست

ریخت در گستره کوچه گِل و خشتت را
باد از خاک بلاخیز تو یک شهر گریست

چیست در دامنت ای پنجره رو به جنوب
ابر در دشت دلآویز تو یک شهر گریست

آی! در موعد خرداد چه آمد به سرت
مهر با موسم پائیز تو یک شهر گریست

رسم خونین کفنان بود که گلگون باشند
وای از زخم نمکریز تو یک شهر گریست

کیست در گوشه ویرانه گرفتار شده
باز از بانگ شباویز تو یک شهر گریست

◇به مناسبت حادثه متروپل آبادان