از استاد ابراهیم حاج محمدی

 

سر به نیست کرده اید،

سر به نیست،

باوری که داشتیم را

با دروغ‌هایتان،

قلع و قمع کرده اید

اصله‌های نخل‌های ناگهان تناوری که داشتیم را!

با باصطلاح این، نبوغ‌هایتان

داغ بر جگر نهاده‌اید عشق را

با کماج و دوغ‌هایتان

سر بر آوَرَد بعید نیست،

ملّتی که اعتمادِ خویش را،

زیر حجمِ پُر پلشتِ این دروغ‌های شاخدار،

دفن کرده است.

دخترِ سلیطه‌یِ کدام پادشاه را

با دروغ‌هایِ شاخ‌دارِ خود مگر به تور می‌زنید؟

کاینچنین،

بی‌خیال از این که عَنْ قَرِیبْ

می‌شود سیاه روزگارتان،

تخته‌گاز،

عزمِ قصرِ پادشاه کرده‌اید؟

معجزه،

نه بلکه فوقِ فوقِ فوقِ معجزه‌ست

بی‌گمان!!!

این- همین که زنده‌، مرده می‌کنید-

بر خلافِ حضرت مسیح!!!

کم نه چهره‌هایِ ماندگارِ ما

زنده زنده، زیر مثلِ «متروپل» هلاک می‌شوند.

قصر‌هایتان، شبیهِ «متروپُل»

مگر «نَماندِگار»نیست؟

تا به این مُدِل به مجرمان و جانیان مِدال می‌دهید

قلبِ ملّتی که هست بی‌پناه را ملال می‌دهید

خاطرِ پریشِ کشته مردگانِ عشق را وبال می‌دهید.

اینچنین به دشمنان دینِ ما همیشه حال می‌دهید.

درصدی اگر که مرگ را و حشر و نشر را

احتمال می دهید

پس چرا ؟ چگونه؟ با وقار

پشت  «بولبینی»*پلید را،

مِشت و مال می دهید؟

پ. ن

ابولبینی یکی از لقب‌های شیطان است. چرا که یکی از دختران ابلیس «لبینی» است.