شوکت دین
مـژده ای دوست مرا ماهِ تمام آمده است
جان پی خدمت آن پیر و امام آمده است
تا که بس خام شود پُختـه ز او، از بَرِ دوست
دوسـتان، پُختـه پی کـودکِ خـام آمده است
کـوری چشـمِ همه بد نظــــران، فتنه گــران
شـوکتِ دیـنِ خــدا، پیـــرِ هُمـــام آمده است
دیـو و دَدَ کـرده قـیـام از پی ترویج ستم
پیر آزاده من، ضِـدِّ قیـام آمده است
شب شد ایـن مُـژده به اربابِ نظر داد صـبا
شب شکن رافعِ شبهای ظلام آمده است
آنچه دیدم بـه سـحر لطف خـداوندی بود
شــادی روی وی ایام بـه کام آمده است
شعرِ طـارق بـزند بوسـه بـر آن سـقفِ بلنـد
زیر آن، شمس خـدا، ماهِ تمـام آمده است
طارق خراسانی
+ نوشته شده در چهارشنبه ۲۵ خرداد ۱۴۰۱ ساعت 10:23 توسط ...
|
آسایش دو گیتی تفسیر این دو حرف است