ماه را باید تماشاکرد و رفت 

در فرهنگ معرفتی ما آمده است پستِ سرِ مرده حرفی نزنید و ما هم می گوییم آقای هاشمی را خدا رحمت کند ولی همانگونه که سیستم دوربین هایی دارد یا در فضا موجود است  و یا در خانه های تحت رصد تعبیه می کنند و دارای شنودها می باشند، بعضی از بندگان خدا هم به فضل و رحمت پروردگارشان چشم باطن دارند و با آن به اذن الهی رصد ها می کنند و گوش هایی دارند که از هزاران کیلومتر صدا ها را می شنوند.

6 ماه قبل از اعلام قطعنامه 598 در خصوص پایان دادن به جنگ  صحبت هایی در خارج از کشور انجام شده بود

عراق هم بی نهایت ضعیف شده بود و درصورت پیروزی ایران، آمریکا منافع خود و برخی از کشورهای مزدورش را در خطر می دید و این صلح را به اقای هاشمی  تحمیل کرد و در آن 6 ماه چه اتفاقاتی در جبهه و پشت جبهه رخ داد از اسرار مگوست و خداوند سبحان اجازه ی بیانش را بر اهل دل نمی دهد.

فقط به این نکته بسنده می کنم بر طبق یک سناریوی مضحک ناگهان در تن مرده ی عراق دم مسیحایی دمیده شد و با چند نفر برَ تا نزدیکی هایی اهواز آمدند و ما هم مثل شیر رفتیم سراغ شان و تا آنسوی مرز بدرقه ی شان کردیم  و سپس قطعنامه 598 را پذیرفتیم. 

بعد هم آمریکا که دید ارتش عراق متلاشی و هیچ قدرتی ندارد به اصطلاح  حمله ی نظامی کرد و عراق را فتح نمود و در بوق و کرنا هم دمیدند که آمریکا چه قدرت عظیم نظامی دارد که چند روزه عراق را فتح کرد!!! کاری که ایران در مدت 8 سال مثلا نتوانست!!!

اینجا لازم است یک نکته را بیان کنم که آقای خامنه ای  از مخالفان سر سخت پایان جنگ بودند. 

خدا رحمت کند آقای هاشمی را ولی به همفکران آن مرحوم می گویم ملت ایران با هوش تر از آن چیزی ست که فکر می کنید و در پایان فقط برای بیان یک نکته  خاص و پشت پرده آن زمان "به اشاره عرض می کنم"  به دوست عزیزم نورالله کاظمیان که برای شب شعر وحدت در مشهد  سنگ تمام گذاشته بود و چند مجوز سفر به سوریه را به شاعران از جمله بنده عنایت فرموده بودند عرض کردم جنگ تمام است جبهه نروید... خدا جان آن شهید را با شهدای صدر اسلام محشور گرداند. 

رازگشایی تاریخی در خاطرات آیت لله هاشمی / ناگفته های شبی که امام (ره) قطعنامه ۵۹۸ را پذیرفت

رازگشایی تاریخی در خاطرات آیت لله هاشمی / ناگفته های شبی که امام (ره) قطعنامه ۵۹۸ را پذیرفت

ایشان فرمودند راه حل چیست؟ همگی گفتیم ختم جنگ با پذیرش قطعنامه ۵۹۸ یا شکل دیگر. امام نگران عدم وفای دشمن بودند و ناراحتی مردم حزب الله که احتمال اول را ضعیف و احتمال دوم را هم در مقابل خوشحالی بخش عظیمی از مردم و آثار مثبت صلح قابل تحمل دانستیم.

به گزارش خبرآنلاین ، مرکز اسنادآیت الله هاشمی رفسنجانی با انتشار خاطرات دوشنبه ۲۳تیر ۱۳۶۷وی نوشت :

ساعت سه و نیم صبح بیدار شدم. بعد از نماز، آقای [محمد اسماعیل] کوثری فرمانده لشکر حضرت رسول (ص) آمد و از مشاهدات خود در منطقه دشت عباس و اقد ام‌های گردان ارسالی خودش گفت؛ قرار شده سه گردان را برای اقدام در مقابل پیشروی عراقی‌ها تحت امر ارتش قرار دهد.

با آقای شمخانی درباره اقدامات لازم آینده در جهت گردآوری و اعزام نیروهای متواری به منطقه صحبت شد.

به سوی پایگاه امیدیه حرکت کردیم. مقداری راه را اشتباهی رفتیم و با تأخیر به پایگاه رسیدیم. ساعت شش با دو فروند فالکن و جت استار به طرف تهران پرواز کردیم. به منزل رفتم. نمایندگان مجلس اصرار داشتند که به مجلس بروم و درباره مسائل جنگ برای آنها توضیح بدهم. این کار به روز شنبه موکول شد.

از سران قوا خواستم که برای مذاکره درباره آینده جنگ، با توجه به مسائل اخیر جبهه، عصر به منزل بیایند. آقای[سید محمد] خاتمی خبر داد که نیروهای ما طبق قرار از منطقه حاج عمران عقب نشسته اند؛ قرار شد خودمان اعلان کنیم. مکرراً با جبهه در مورد اوضاع در تماس بودم. ساعت پنج بعد از ظهر، سران قوا و احمدآقا آمدند. وضع جبهه و رویدادهای اخیر را گفتم.

بعد از کمی بحث، سیاست ختم جنگ مورد اتفاق نظر قرار گرفت و دسته جمعی برای پیشنهاد ختم جنگ خدمت امام رفتیم. نماز مغرب و عشاء را با امام خواندیم و به مذاکره نشستیم. جلسه بیش از یک ساعت طول کشید.

شرح مبسوطی از مشکلات جنگ و ضعف روحیه و امکانات و عده خودی و قدرت و امکانات دشمن را توضیح دادیم و مشکل پدافند از خوزستان را که سپاه برای آن ۴۵۰ گردان نیروی پیاده و ۶۰ گردان زرهی و ۱۲۰ گردان توپخانه خواسته است و با تخصیص دو سوم این مقدار، بقیه خطوط به شدت آسیب پذیر خواهد شد و هم اکنون هم شده، با اینکه چنین نیرویی را به خوزستان نبرده‌ایم، جزئیات شکست‌ها را توضیح دادم.

رمزگشایی تاریخی در خاطرات آیت لله هاشمی / ناگفته های شبی که امام (ره) قطعنامه ۵۹۸ را پذیرفت

بیشتر بخوانید :

ایشان فرمودند راه حل چیست؟ همگی گفتیم ختم جنگ با پذیرش قطعنامه ۵۹۸ یا شکل دیگر. امام نگران عدم وفای دشمن بودند و ناراحتی مردم حزب الله که احتمال اول را ضعیف و احتمال دوم را هم در مقابل خوشحالی بخش عظیمی از مردم و آثار مثبت صلح قابل تحمل دانستیم، و علاوه بر این، پیش بینی اجبار به پذیرش صلح در آینده، بعد از تحمل خسارات بیشتر به علت کمی نیروی داوطلب و بی خاصیتی نیروهای اجباری.

سرانجام ایشان موافقت کردند و فرمودند با حضور جمعی از وجوه روحانیت و مدیران و مسئولان تصمیم گیری شود ۱. ما به منزل برگشتیم و لیستی از ائمه جمعه و نمایندگان و وزراء و روحانیون جامعه مدرسین [حوزه علمیه قم و اعضای] شورای نگهبان و... تهیه شد و برای تصویب امام فرستادیم که تصویب کردند.

آخر شب [آقای محتشمی پور] وزیر کشور اطلاع داد که دشمن نوسود را گرفته ، که بعداً تکذیب شد. او برای معالجه مرض جدید شبیه وبا که در زاهدان دیده شده استمداد کرد. نخست وزیر به وزیر بهداشت دستور اقدام داد.