سال هاست به داریوشِ حواننده فکر می کنم.

این فرد در زمان شاه تا توانست ترانه هایی برعلیه شخص شاه خواند:

بوی گندم مال من، هر چی که دارم مال تو
یه وجب خاک مال من، هرچی میکارم مال تو...

خب شاه رفت و باز داریوش از همان اوان پیدایش انقلاب اسلامی تا توانست علیه انقلاب خواند.

باید این فرد روانکاوی شود و دانست چه بیماری روحی و رونی دارد؟

نویسنده بر این عقیده است که او میخواهد با مخالف خوانی، خود را ارضاء کند او بشدت در پی معروفیت است، دوست دارد بت شود و متأسفانه فکر می کند در تاریخ جاودانه خواهد شد، در صورتی که اصلا چنین نیست و تاریخ هوشمند تر از این حرف هاست.