الهی، به ذرَاتِ عالم قسم
به آن اشرفِ خِلقَت، آدم قسم

به “نوترینو” هایی که پیغمبرند
به عالم… پیام تو را می بَرند

به “نترون”، “کوارک” و به ذاتِ خودت
به “لپتون”، “پروتون” که ماتِ خودت

به هر ذرّه ات “فِرمیون” یا “بوزون”
به خورشید و ماهَ ت، سرودِ “فتون”

تو را قَسمَ ت می دهم بر ولی
به آن اولین پادِشاهم…، علی

بر این آسمان های پُر رمز و راز
به جان های پاکی ز تو بر فراز

به عشقی که مرکب وُرا جان بود
به روحی که از تو در انسان بود

به روحی که گسترده در هستی است
شرابی ز تو خود که بر مستی است

جهان را به وحدت تو دستور دِه
ز خود بیش از این ذرّه را نور دِه

بگو تا بیاید سرودِ غدیر
بیاید ز پرده برون بی نظیر

بفرما که عالم نه بَر غم رود
نه بر راه پُر پیچ و پُر خم رود

همه اهل ایمان به هر دین و کیش
به گرد هم آیند و یاری خویش

بخوانند تنها فقط یک سرود
که تا زهره آرد به رودش درود

«بنی آدم اعضای یک پیکرند
که در آفرینش ز یک گوهرند»

طارق خراسانی

6 اردیبهشت 1394