تقدیم به جان قدرتمند سپهبد شهید قاسم سلیمانی
بارها می شکند شیشه ی میخانه ی عشق
باز پُر می شود از دست تو پیمانه ی عشق
پـای گُستاخ ، در این راه ندارد جایی
سرِ سردار شود کُنگره ی خانه ی عشق
اشکِ غـم نیز ، سهیم ست در این آمیزش
خون دل نیست فقط گوهرِ یکدانه ی عشق
هر چه فرهاد کُند ، از سرِ شیرین کاری ست
بی گمان می رود آن تلخی افسانه ی عشق
پیش هر دانه ی خوش منظره دامی دیدم
ایمنی نیست مرا جز درِ کاشانه ی عشق
من به معموره ی عقلم ، به زری محتاج ام
گنج ، مدفون شده در گوشه ی ویرانه ی عشق
شمع از غربتِ گُل ، جامه دران می گرید
می شود کُشته در این معرکه ، پروانه ی عشق
شانه ی گرمِ تو ، آرامترین جایِ سَر ست
چون ندیدم به خود ، آرامتر از شانه ی عشق
در طربخانه ی ماهور ، دمی خوش باشم
من در آغوش تو با خنده ی مستانه ی عشق
جواد مهدی پور
+ نوشته شده در چهارشنبه ۱۴ دی ۱۴۰۱ ساعت 10:27 توسط ...
|
آسایش دو گیتی تفسیر این دو حرف است