آقای بیداد خراسانی مأموریتش را به نحوی عالی انجام داد
اینکه بیداد خراسانی شاعر امنیتی و وابسته به سیستم است در آن هیچ شکی نیست اما آن غزل مثنوی سال 1391 که بیشتر ابیاتش از شاعران پستویی می باشد و متولیان فرهنگی آن زمان برای آنکه هراس داشتند شاعرانی ظهور کرده و اشعار بسیار گزنده ای علیه سیستم بسرایند وی را انتخاب و علم کردند تا قوی ترین شعر انتقادی علیه سیستم و حتی رهبری را که برایش تدوین کرده بودند بخواند.
البته اهداف دیگری هم از این سناریوی فرهنگی مَدّ نظر بود تا شاعران مخالف سر از پستو در آورده و آنان را شکار کنند.
دلایل روشنی برای ساختگی بودن این سناریوی ادبی _ انتقادی هست و روشن ترین دلیل اشعار توهین آمیز دکتر مصطفی بادکوبه ای علیه رهبر بود و راحت ایشان را حدود 18 ماه حبس کردند، لذا در آن هنگامه ظهور بیداد خراسانی آن هم با آن توهین های بزرگ، مشکوک به نظر می رسید.
آقای بیداد خراسانی مأموریتش را به نحوی عالی انجام داد و کلیپ شعر خوانی کذایی وی حدود 11 سال است در وبسایت آپارات در حال نمایش است در صورتیکه هر کس علیه رهبر و سیستم حتی به انداره یکصدم آن اشعار توهین می کرد چوب در آستین اش می کردند.
ضمنا چرا بیداد خراسانی در رابطه با وقایع اخیر خفه خون گرفته بود؟
البته نا گفته نماند آن زمان متولی فرهنگی مفلوکی در پی آن بود که نویسنده را به خاک و خون بکشاند آن نادان فکر می کرد با علم کردن بیداد خراسانی نویسنده بر میخیزد و علیه نظام و رهبر، ده برابر قوی تر از آن اشعار که دیگران ساخته و به دست بیداد داده بودند، خواهد سرود و بی خبر از اینکه نویسنده نه آقای خامنه ای را به خاطر رهبر بودنشان دوست دارد بلکه ارادت نویسنده به حقیقیت ولایت باعث علاقه شدید به ایشان بوده و هست.
بارها گفته ام گروهی منافق و جاه طلب فرمان خدا را در غدیر خم نادیده گرفته و پس از شهادت رسول گرامی(ص) توسط زنی یهودی و در زمانی که مولا اندوهناک در فکر مراسم تدفین پیامبر مهربانی ها بود آنان در سقیفه بنیساعده برای پیامبر جانشین انتخاب می کردند.
حالا پس از هزار و چهارصد سال فرمان خدا مبنی بر ولایت در کشور ایران بوقوع پیوست بیاییم علیه خواسته ی خدا برخیزیم؟!
بنده منهای سپاه و ارتش که فرمانده آن ولی گرامی ست از تمام نهادها و دولت و رفتارهایی که در کشور می شود متنفرم.
اخیرا به خاطر کم کاری و به عبارتی جنایت وزارت و راه ترابری در جاده اسالم به پرتگاهی سقوط کردم، بنده شاید صدو چندمین فرد سقوط کننده در آن نقطه بودم و این وزارتخانه مفلوک بی صاحب تا به امروز نیامده است فقط دویست هزار تومان برای ایمنی آن منطقه هزینه کند که مردم به پرتگاه سقوط نکنند
کافی ست سه عدد تابلوی فلش دار فسفری شب نما در آنجا نصب شود.
بنده بنا به دستور پزشکی قانونی در حال گذراندن چهار ماه طول درمان هستم همینکه حالم بهبود یابد بی شک از وزارت راه و ترابری شکایت خواهم کرد و هرکس خواسته باشد در مقابلم بایستد آنموقع خواهد دید با او چه خواهم کرد، چون دیگر صحبتِ از من نیست، صحبت از آبروی نظام و جان مردم است منظور من از نظام نه این دولت های پوشالی و ناکار آمد است نه مجلس مفت خور بله قربانگوست، منظور من ولایت و سپاه و ارتش است.
آسایش دو گیتی تفسیر این دو حرف است