سال هاست که می گویم بیداد خراسانی شاعری مزدور است و نادانی او را برانگیخت تا بزرگترین خودزنی ادبی تاریخ ایران را رقم بزند . از زمانی که اشعاری به دستش دادند تا بخواند سالها می گذرد و در طول این مدت اتفاقاتی در کشور رخ داد که بیداد خراسانی باید فریادش به کهکشان ها می رسید ولی دیدیم صدایش هرگز در نیامد . آن نادانی هم که بیداد را بازیچه دست خود کرد از دایره قدرت به گوشه ای پرتاب شد . هدف از آوردن بیداد را هرکس نداند من خوب می دانم فقط به آن نادان می گویم بنده همانم که بودم ذره ای از آنکه ستودمش پشیمان نیستم و هم چنین افتخار می کنم هر کجا ستمی بود چه در داخل و چه در خارج حرف هایم را زدم برای من یک چیز مهم است و آن مبارزه با ستم می باشد . چه صهیونیست ها دست به جنایت بزنند چه آمریکایی ها و چه برخی از ستمکاران غافل داخلی، باید علیه آنان ایستاد . دختران آزاده ی ما کاری کردند تا شالوده ی افکار تفرعنی مذهبیون نابود شود و جامعه از شرِ برخی بیمارانِ ... نجات یابد و دینداران به میمنت تغییراتی بزرگ در جامعه ، خداوند بزرگ و چاره ساز را سپاس گویند.