نسیم بوی تو را تا ربود، عاشق شد
دلم که چشم تو را می سرود، عاشق شد

تبر به ساقه ی مهر تو خورد و از خود رفت
همو که اهلِ محبت نبود، عاشق شد

گرفت دامن‌ِ معشوق و گفت: ” بَردارم ”
به دار بُرده شد و بی حدود عاشق شد

به کربلای وطن چشمهای پُر خون را
گشود حُرِّ زمانه ، چه زود عاشق شد!

شِگفت داغِ دلی داشت لاله ی صحرا
صدای بلبل شیدا شنود عاشق شد !

مَهی محجبه[1] در خاطرِ خدا گُل کرد
درود باد خدا را درود، عاشق شد

به ماهِ خفته به خاکی مرا عَجَب نَبوَد
ستاره روی ورا تا گشود، عاشق شد

طارق خراسانی

[1] , منظور زنده یاد مهسا امینی ست و تأکید بر محجبه بودن آن مظلوم می باشد.

۶ مهر ۱۴۰۲

پ . ن

مَهی محجبه[1] در خاطرِ خدا گُل کرد
درود باد خدا را درود، عاشق شد

خدواند در حدیث قدسی می فرماید:
مَن طلبنی وَجَدَنی / و مَن وَجَدَنی عَرَفَنی / و مَن عَرَفَنی اُحِبَنی / و مَن اُحِبَنی عَشَقَنی / و مَن عَشَقَنی عَشَقتَهُ / و مَن عَشَقتَهُ قَتَلتَهُ/ و مَن قَتَلتَهُ فَعَلَیَ دیَتَهُ / و مَن عَلَیَ دیَتَهُ و اَنا دیتَهُ
آن کس که مرا طلب کند، من را می یابد / و آن کس که مرا یافت، من را می شناسد / و آن کس که مرا شناخت، من را دوست می دارد / و آن کس که مرا دوست داشت، به من عشق می ورزد / و آن کس که به من عشق ورزید، من نیز به او عشق می ورزم / و آن کس که من به او عشق ورزیدم، او را می کشم / و آن کس را که من بکشم، خونبهای او بر من واجب است / و آن کس که خونبهایش بر من واجب شد، پس خود من خونبهای او می باشم. [الجواهر السنیه، ص 94 – بحارالانوار، ج 67، ص 25]
آری چنین است که مردم‌ سیاره زمین مهسا (ژینا) امینی را شناختند و‌نامش جاودانه‌ شد.