خیال تو
مرا خیالِ تو خود بی خیالِ عالم کرد
همان خیال تو ما را دچار این غم کرد
هزار بوسه برایم به ارمغان آرند
به چشم مستِ تو حاشا ارادتم کم کرد
چه “بارها “که نهادی به فتنه بر دوشم
تو شاد رفته و این بار پشتِ ما خم کرد
فدای چشم تو بانو، که موجِ چشمانت
امیدِ بودن و ماندن به دل چه محکم کرد!
چکاوکانه سرودی به روی شاخه ی شوق
ترانه بغض مرا مثلِ عشق مبهم کرد
بهار مژده ی آغوش باغ می دادم
اگرچه بعد تو باران غمم مسلم کرد
پرنده باش که شاید توان به همَّتِ عشق
سفر به خانه ی خود برخلافِ آدم کرد
#طارق خراسانی
+ نوشته شده در چهارشنبه ۲۴ آبان ۱۴۰۲ ساعت 16:19 توسط ...
|
آسایش دو گیتی تفسیر این دو حرف است