تقدیم به آنکه می داند کیست
بدون عشق به دل درد و غم فراوان است
دلم به جان تو بی تو بسی پریشان است
چه سخت این غزلم می رسد به لب، اما
شنیدنش چه بگویم ؟ چه قدر آسان است!
سپرده ام دل خود را به موجِ چشمی که
به یُمنِ معجزه اش سائلی سلیمان است
به پرده دست خدا می زند چه نقشی خوش
که کارِ اهلِ مرّوت همیشه پنهان است
جنایت است دل آزاری و ستمکاری
به مور صدمه نزد آن کسی که انسان است
نبوده مذهبی و زان فراری ام عمری
که اصل و پایه ایمان من به قرآن است
به ماهِ کوچه ی خورشید ظَن مَبَر طارق
امیرِ کوی محبَّت به فکرِ یاران است
#طارق _ خراسانی
+ نوشته شده در شنبه ۱۰ آذر ۱۴۰۳ ساعت 21:36 توسط ...
|
آسایش دو گیتی تفسیر این دو حرف است